آنقدر دوستت دارم که
پروانه ها گیج می شوند
گل ها تعجب می کنند
و باران دلش آب می افتد !
ارسالی از طرف reyhane
نظرات شما عزیزان:
همین جا درون شعرهایم بمان
تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد…
به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛
من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها…
شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان..
تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم……
تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد…
به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛
من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها…
شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان..
تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم……
قلمت را بردار
بنویس از همه خوبیها ،
زندگی ، عشق ، امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است
گل مریم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که
وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس که چون
یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نگاهی بنویس که پر از عشق به
هر سوی جهان می نگرد
قلمت را بردار ، روی کاغذ بنویس
زندگی با همه تلخی ها شیرین است …
بنویس از همه خوبیها ،
زندگی ، عشق ، امید
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا است
گل مریم ، گل رز
بنویس از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنا بنویس
از دل کوچک یک غنچه که
وقت است دگر باز شود
از غروبی بنویس که چون
یاقوت و شقایق سرخ است
بنویس از لبخند
از نگاهی بنویس که پر از عشق به
هر سوی جهان می نگرد
قلمت را بردار ، روی کاغذ بنویس
زندگی با همه تلخی ها شیرین است …
[ پنج شنبه 9 بهمن 1393
] [ 9:2 ] [ shahram ][ ]