عطر تو....................
میان ارزو های دیروز و امروزم
حضور داری.
میانخنده هاو گریه های هر روزم
جای پایت اشکار است.
خاطرات دیروزم سرشار از عطر توست و لحظات امروزم پر از یاذ توست.
کاش بیایی و در کنارم بمانی تا فردا را با تواغاز کنم........
میان ارزو های دیروز و امروزم
حضور داری.
میانخنده هاو گریه های هر روزم
جای پایت اشکار است.
خاطرات دیروزم سرشار از عطر توست و لحظات امروزم پر از یاذ توست.
کاش بیایی و در کنارم بمانی تا فردا را با تواغاز کنم........
اگــه یه روز بهت گفتم که
دوستت ندارم....
توروقران باور نکن...
توروخـــــدا باور نکن
تورو به جون کسی که برات عزیزه
باور نکـــــن...
تاابــــــــــــــــد دوستت دارم...
فقط همیــــــــن...
دیشبـ ...
با خدا دعوایمـ شد ....
با همـ قهر کردیمـ ...
و کمی گریستمـ و بعد خوابیـدمـ ...
بیدار کهـ شدمـ ....
مادرمـ گفتـ : دیشبـ خواب بودی
آسمانـ تا صبحـ بارید....
از وقتی که هوای شهر الوده گشته است
بهانه بهتری است تا بغضی که از نبودنت می گیرد و گلویم را به سرفه می اندازد را به گردن الودگی این شهر بیندازم
ولی شاید همین نبودنت است که همه شهر را آلوده کرده است
شاید از این شهر سفر کرده ای و نفس هایت در این شهر نمی پیچد.
سبزه ها را گره زدم به غمت
غم از صبر، بیشتر شده ام
سال تحویل زندگیت به هیچ
سیزده های در به در شده ام
سفره ای از سکوت می چینم
خسته از انتظار و دوری ها
سال هایی که آتشم زده اند
وسط چارشنبه سوری ها
من که تصویری ندارم در نگاه هیچکس / خوب شد هرگز نبودم تکیه گاه هیچکس /
کاش فنجانی نسازد کوزه گر از خاک من / تا نیفتد در دلم فال سیاه هیچکس / بهترین
تقدیر گلها چیدن و پژمردن است / سعی کن هرگز نباشی دلبخواه هیچکس ...
چه تاییدم کنی چه تکذیب
عاشقانه هایم ازتومی گویندو شعرهایم تورامی سرایند
چه نگاهم کنی چه نه
چشمان من چون تشنه ای گمگشته درصحرای چشمانت تورامی جویند
چه مرا بخواهی چه نه
قلبم باهرطپش تورا می خواند و هرنفسم به یادت چون آتشی سینه ام را میسوزاند
من عاشقم عاشق همیشگی تو
بـــــ*اران